اعتماد...

p⁴
وقتی بهوش آمدم دیدم دست و پام بسته شده
+کمک کسی صدامو میشنوه /بلند/
¥چته آروم بگیر
+چرا من اینجام ولم کن برم /عصبی/
_به نفع خودته خفه شی و گرنه ارباب زنده ت نمیزاره
+از جونم چی میخاین
_هیچی دختر جئون جیهیون
+اشتباه گرفتی اسم پدر من جیهیون نیست
تهیونگ از تاریکی بیرون آمد ا.ت با دیدن چهرش ترسی به وجودش گرفت
+تو../ترس/
_/پوزخند/ هه هه
+اما..
_اره بهت دروغ گفتم راجب همه چی حتی این که
دوستم رو کشتم هه هه من اصلا دوستی به نام جیمین ندارم ...
+تو.. خوده.. شیطانی .. آزاد بشم میدم تحول پلیس
_اگه آزاد شدی /سرد/
+هر چقدر که بخوای بهت پول میدم لطفا بزار برم
_پول تو برای من ارزشی نداره و اینکه فعلا اینجا میمونی /سرد/
تهیونگ رفت و در اتاق خالی رو بست اتاق تاریک شد
--------ویو تهیونگ--------------
آمدم بیرون باید هر طور که شده جیهیون رو بکشونم اینجا وقتی ببینه نقشش خراب شده
میاد دنبال دخترش و من هم جاشو میفهمم هم میکشمش..
دیدگاه ها (۲)

جوجو های من قربونتون بشم که هوام رو دارید 💖💖

طراح عشق

love Between the Tides³⁴شب برگشتم خونه ا/ت: تهیونگ تهیونگ: ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط